مطالعه این پست به دلیل استفاده از الفاظ غیر بهداشتی به افراد زیر ٩٠ سال توصیه نمی شود!
بینندگان خروج سلام
از اینکه پست قبلی را زود بر میداریم معذرت میخواهیم. کنگره مهم تری در راه است که بهتر دیدم با بچه ها روی این کنگره بیشتر کار کنیم. کنگره سراسری شعر فجر که در قالب های سنتی و آزاد و محلی و موضوعات انقلاب و موضوع آزاد برگزار می شود و هر استان بصورت جداگانه نفرات برگزیده خود را به مرحله کشوری معرفی و اعزام می کند تا آنجا مجددا" آثار داوری شوند. اما الان هنور نتیجه استان اصفهان اعلام نشده است ولی ذکر یک تجربه کاملا" واقعی از یکی از بچه ها خالی از لطف نیست:
ظهر روز ٨ بهمن ماه سال ١٣٨٧ است و من به اتفاق یکی از بچه های اصفهان(نام محفوظ) رفته ایم اداره ارشاد اسلامی که شعرمان را تحویل بدهیم . خانم .... که مسئول این کار است تشریف ندارند اما درب دفتر کارشان باز است. با اجازه مسئولین وارد اتاق شده و تا رسیدن ایشان منتظر می مانیم. روی میز چشممان بر می خورد به تعدادی از آثار رسیده به کنگره که همگی کد بندی شده و نام شاعرانشان حذف شده است و آماده داوری هستند. قلقلکمان می شود که کنجکاوی کنیم و سطح شعری رغیبانمان را بسنجیم. نگاهی به اشعار می اندازیم
من به رفیقم می گویم بیرون بایستد و آمار بگیرد تا کسی پیدایش نشود. در حال مطالعه اشعار هستم و واقعا" بعضی را قوی و بعضی را ضعیف می پندارم و در قوی ها نمیتوانم اسم شاعر را پیدا کنم . واقعا" داوری عادلانه است . از قرار معلوم واقعا" دارند به وعده هایشان عمل می کنند که....
که یکدفعه شعری بسیار ضعیف با موضوع پیروزی انقلاب اسلامی از این جور چیز ها توجهم را جلب می کند که نام شاعر ذیل آن پاک نشده است!!
نام شاعر کیست؟ خانم فلانی دختر استاد فلانی که داور کنگره های پیشین بوده اند و به دلیل اعتراضات فراوان به ایشان امسال از لیست داوران حذف شدند! بله ! دختر ایشان به تازگی شاعر هم شده و اسمش هم پای شعرش است تا هر داوری که شعر ایشان را مطالعه میکند حساب کار دستش بیاید. جالب تر اینکه نوشته شده بود : خانم فلانی فرزند فلانی!!!
به دوستم میگویم شعر را روی میز خانم ... بگذار و برویم . اینجا نتیجه معلوم شد. ببین این این خط و این هم نشان اگر این خانم اول نشد و من مثل همیشه با اولین اعتراض برچسب "دنبال جایزه بودن" نخوردیم هرچه می خواهی بگو
می رویم . هنوز نتایج اعلام نشده است. اما امروز ١۶/١١/٨٧ من به شما قول می دهم وقتی روز ٢٠/١١/٨٧ نتیجه ها اعلام شود به درستی حرف من پی می برید
تنها هدف ما از درج این مقاله پیش از شروع کنگره این بود که عده ای داور دوست(عجب اصطلاح خفنی بود حال کردید؟) ما را متهم نکنند که شما از حذف خودتان دلخورید. نخیر ما با سند و شاهد خرف می زنیم تا شما داور دوستان بفهمید دنیا چه خبر است.
ای داوران کنگره شعر فجر اگر این مقاله را میخو انید بدانید که دستتان برای ما رو شده است. چه ما را برگزیده کنید چه نکنید ما افشاگریمان را خواهیم کرد و اسم آن خانم و پدرش را هم همینجا درج می کنیم
اما نقد کنگره شعر فجر دیدنی و خواندنی خواهد بود. هر کس در استانش چنین کنکره ای برگزار میشود و حرفی دارد یا افشاگری می خواهد بکند بسم الله
ما در خدمتیم
توضیح مورخه ٢١/١١/٨٧ :
بسم الله الرحمن الرحین
قبل از هر چیر بنده امیر سنجوری فرزند پرویز به شماره شناسنامه ۴۵٨ صادره از شهر خون خرمشهر و متولد ٢١/۴/۶١ اهواز- ساکن شاهین شهر و گرفتار اصفهان به تمام چیز هایی که برایم مقدس است و ارزش دارد و به روح برادر شهیدم قسم می خورم که اسامی اعلام شده در این وبلاگ کاملا" واقعی بود و این تجربه ١٠٠ درصد حقیقت دارد و دو نفر دیگر شاهد این ماجرا را معرفی میکنم تا از خودشان بپرسید . افتضاح و آبروریزی کنگره شعر فجر اصفهان به حدی بود که هیئات داورن در بیانیه خود به این موضوع اذعان کردند و گفتند: قبول داریم که عده ای که باید انتخاب می شدند انتخاب نشدند و ما نتوانستیم افراد خوب را انتخاب کنیم
اما افشاگری خروج از این قرار است:
خانم محترمی که برخلاف سایر شاعران شعرش ((کد کذاری)) نشده بود و وعده داده بودیم نامش را فاش کنیم و اسمش به صورت واضع وکامل به همراه اسم پدر بزرگوارش در ذیل شعر درج شده بود خانم سارا مستقیمی فرزند محمد مستقیمی بود
سارا مستقیمی کیست؟ چند ماه و فقط چند ماه است در محافل ادبی در کنار پدر دیده شده و متولد ١٣۶۵ است.به تازگی شعر می گوید اما تا به حال در هیچ جمع شاعرانه ای از وی به عنوان "شاعر" یاد نشده. آدرس وشماره تلفنش را هم ذیل آن شعر دیدیم که ندیده گرفتیم
محمد مستقیمی (پدر سارا) کیست؟ متخلص به راهی است. از شاعرانی که در دورانی که تخلص بازار داغی داشت برای خود این اسم را انتخاب کرده است. انسان باسوادی است که بنده بارها از محضر ایشان استفاده کرده ام اما فکر نکنم شاعر توانایی باشد. اگر شما شعر خوب از ایشان شنیده اید بفرمائید.
اما بعد: در همایش همیشه های هنوز (شعر دفاع مقدس اصفهان) که ایشان به همراه (عباس کیقبادی و استاد خروش اصفهانی) داور بودند اعتراضات فراوانی به داوری صورت گرفت که غالبا" متوجه ایشان و عباس بود. اما انصافا" استادخروش در این زمینه عادلانه قضاوت کردند. در آن همایش لوح تقدیری تحت عنوان ((به پاس ارائه اثر در جشنواره و راهیابی به مرحله پایانی)) به امیر سنجوری اهداء شد اما امیر برگزیده نشد. وقتی اعتراض کرد همین استاد راهی (محمد مستقیتی پدر سارا که شعرش کد گذاری نشده بود و اسمش به صورت کامل و واضع ذیل شعرش درج شده بود و نوشته بود سارا مستقیمی فرزند محمد) به امیر سنجوری گفت: تو شعرت در حد اول شدن بود اما به دست ما نرسید وگرنه حتما" اول می شد. در حالی که لوح تقدیری که به امیر داده بودند ثابت می کرد که شعرش به دبیرخانه رسیده است و اگر نمی رسید که اصلا" لوح به او نمیدادند !!!!
امروز: نتایج شعر فجر اعلام شد. ۵ روز بعد از آن افشاگری خروج که در اول همین پست می خوانیدش. وقتی ما این افشاگری را انجام دادیم هیچ اطلاعی از نفرات برگزیده نداشتیم اما من ۵ روز پیش گفتم یکی از برگزیده ها را می شناسم چون شعرش را دیدم که کد گذاری نشده بود . او سارا مستقیمی فرزند استاد راهی (محمد مستقیتی پدر سارا که شعرش کد گذاری نشده بود و اسمش به صورت کامل و واضع ذیل شعرش درج شده بود و نوشته بود سارا مستقیمی فرزند محمد)
شاهدان زنده و حی و حاضر این فاجعه شعری :
١- امیر سنجوری وبلاگ ایستگاه شعر
2- محمدرضا نامدارپور (هیوا) وبلاگ شرشر
3- مهدی نیکبخت (بی تو) وبلاگ غزلیات بی تو http://bitoiyat.persianblog.ir
شاهدانی که همان روز این واقعه را برایشان تعریف کرده بودیم: تمام بچه های انجمن ادب طوبی شاهین شهر !!
معرفی هیئات داوران کنگره شعر فجر:
1-عباس کیقبادی - آخرین بار در کنگره شعر دفاع مقدس با هم بودیم و با هم انتخاب نشدیم و با هم به داور ها فحش دادیم . امروز عباس داور ارشاد و حوزه هنری است من وبلاگ نویس خروج هستم.
2- محمدجواد آسمان: که علاوه بر داوری شعر اصفهان به عنوان "شرکت کننده" در استان تهران نیز برگزیده شد. یعنی نیاز امروز ادبیات ما به شاعران جوان را دقیقا" در این مورد استثتایی میتوان درک کرد که یک نفر فقط با داوری نمیتواند دین خود را به ادبیات ادا کند بلکه باید شرکت هم بکند. شما غیر پر از "شاعر کنگره ای" چه واژه دیگری را پیشنهاد می کنید ؟
سعی می کنم بفهمم عباس کیقبادی و علی ثابت قدم در استان سیستان و بلوچستان و کهکیلویه و بویر احمد هم به عنوان شرکت کننده حضور داشته اند یا خیر ؟ واقعا" قحط الرجال است
اما با این همه به خاطر رفاقی با جواد و اینکه شعرش خیلی خیلی از اساتیدش بهتر است و واقعا" بعضی ها لیاقت این را ندارند که شاعری مثل محمد جواد به آنان بگوید "استاد " فقط می گویم :
از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست.....
3- علی ثابت قدم : گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست ...
داوران خوب بودند و شعر من بد بود. هیچ اعتراضی به برگزیده نشدن خود ندارم زیرا شعر من به درد لای جرز می خورد و ارزش نداشت و به قول یکی از همین آقایان (رنگ و بوی سیاسی می داد و در این ایام مناسب نبود انتخاب شود)
هیچ اعتراضی به نفرات برگزیده به جز یک نفر ندارم. تمامی کلاسیک سرا ها از من بهتر بودند. هر کس از شعر من تعریف می کند گه زیادی می خورد و هز کس با شعر من حال کرده است به فلان مادرش خندیده است. باید از شعر دیگران استفاده کنید...
داوران از دوستان گرمابه و گلستان من بودند و نمیدانستم اینان داور هستند تا روز کنگره. اما در صداقتشان شک ندارم. حتما یادشان رفته است اسم سارا مستقیمی را حذف کنند و شعرش را کدگذاری کنند
درج این مطلب در خروج مساوی با تحریم رسمی و قانونی کالاهای تولید امیر سنجوری و تمام بچه ای شاهین شهر در بازار شعر اصفهان. از این به بعد شما را به خیر و ما را به سلامت .....
هر کس مرد است و تخمش را دارد حرف بزند بسم الله روزی را می بینم که کنگره ای ها برای اینکه در خروج از آنان تعریف شود خایه مالی کنند. امروز این وبسایت جوان است اما اگر شما تمام شاعران آزاد اندیش و عدالت خواه با ما باشید هیچکس نمیتواند حق کسی را در کنگره های شعری بخورد
در ایام عدالت گستر فجر برای عدالت کنگره شعر فجر متاسفم .
و من الله التوفیق- امیر سنجوری - 21/11/87
یک غزل مهمان باشید . یک غزل ضعیف تر از همه آنهایی که میشناسید...
خورشید اگر دریچه به زندان بیاورد
شاید خدا به معجزه ایمان بیاورد
با ما هر آنچه بغض , یکی کارگر نشد
تا این کویر تف زده باران بیاورد
با خویش بد معامله کردیم و باختیم
تا شادی گران غم ارزان بیاورد
سرما گذشته , فصل ولی نوبهار نیست
پائیز رفته است زمستان بیاورد
ساحل نشستگان زمان را حذر دهید:
دریا سکوت کرده که طوفان بیاورد
ای مرگ ! ایستاده ای و دم نمی زنی
تا زندگی چه بر سر انسان بیاورد ؟
**********************************
نظرات و حرف های شما :
جشنواره ی شعر فجر در استان اصفهان آبروی انقلاب را برد
هیوا به روز است با:
" افشاگری در شایعه ای به نام جشنواره ی شعر فجر"
این کنگره داور سپید نداشت!
جشنواره فجر اصفهان بین المللی شد!
من را هم تحریم کنید آقایان!http://shorshor.blogfa.comمحمدرضا نامدارپور
------------------------------
سلام .....
تنها تو بد ندیده ای از واعظان شهر
ما نیز در شمار شهیدان تهمتیم ....!
از اینکه سرباز صفر ارتش دریدا ما را نواخته اند خرسندم ! کاش جناب سرهنگی سرگردی سروانی چیزی می نواخت !
خروج: سلام سید جان. اما من بیرون نمی کشم و تا آخرش هم می گذارم همان داخل بماند. "رخت" را عرض کردم که در شعر آمده بود نه چیز دیگری را ....(یک وقت سوء تفاهم نشود)
خروج: شاید یک روز من هم مثل تو بشوم. در فضای شعری الان که هوشنگ ابتهاج ها و بهمن رافعی ها و... خانه نشین شده اند و سهیل محمودی ها و.... معروفیت پیدا میکنند از ما جوانان چه توقعی باید داشت؟ ما هم مثل اساتیدمان در خانه بنشینیم و عده ای هم مثل اساتیدشان به تریبون برسند و سکه بگیرند و بشا...ند در ادبیات!!
------------------------------------------------
باور کنید که ما هم جزیی از این جامعه هستیم و این اتفاق کوچک ترین روزانه و عامیانه ی این کشور است . اینکه می گویم باور کنید منوط بر آن نیست که بگویم عادت کنید ولی همه چیز از خودمان شروع می شود ( خودم را عرض می کنم ) هر وقت از چیزی بنام " پارتی بازی " شاکی می شوم به خودم رجوع می کنم ؟؟ که آیا تا به امروز این کار را در آن نقشی که در جامعه دارم مرتکب شده ام یا نه /
و متاسفانه انجام داده ام . همه ی ما این کار را می کنیم . و متاسفانه نباید ...
این اتفاق تازه رسته در کنگره های موسیقی که شاید 2-3 سال است اینگونه خودنمایی می کند سال هاست در بخش ترانه سرایی مملکت برایش وقت صرف شده است و امروز متاسفانه با پشتوانه ی برنامه ریزی شده ی موسیقی پاپ در ایران همسن و سال است . ولی انچه بنظر بنده مهم است این است که هنر امریست سلیقه ای که شما از شعر سهراب خوشت می آید و دیگری از شعر حافظ و سروده های سهراب را تکلماتی در عالم هپروت می داند . لذا نمی شود هیچ یک را شماتت کرد . از این جانب است که بنده معتقدم نمی توان به راحتی و در کلیت اظهار داشت که هنر شما بهتر است یا هنر امیر ...!
امروز تو هر جای این مملکت که قدم بزنی روابط جای خودشون رو به ضوابط می دن . خب من نیگا می کنم به خودم . نانوایی محل چون منو می شناسه و گاهی کارش به من گیره خارج از نوبت بهم نون می ده . پلیسی که سر میدون محل کارم وایساده چون منو می شناسه اگه پارک ممنوع باشم جریمه نمی کنه . از بقال و طباخ و رئیس اداره تامین اجتماعی که دیوار به دیوار محل کار منه گرفته تا کارمندای شهر داری و فرمانداری و زمین شهری...
همه و همه با من مدارا می کنن و من هم در جواب این مدارا ...
همه از اینجا شروع می شه...
خروج: چشم , ما بی پروا ننوشتیم و حواسمان هست در آینده هم ننویسیم.اما بی پروایی در چیز های دیگری هم نمود می کند نه فقط در کلام. بی پروایان و بی حرمتان آنانند که از سکوت و نجابت شاعرانی مثل شما استفاده می کنند و حقتان را می خورند. این توهین اصلی و بزرگ است!
---------------------------------------
اول بگم که آپ قبل عالی بود
به روز میکنین خبر نمی دین چرا؟؟
برای سارا.م و پدرش متاسفم
حیثیت تمام سالهای تدریسشو برد زیر سوال
واقعا که...!!!!!!!!!!
بدبخت شاگردایی که به کرسی استادی جناب مستقیمی!!! به زور دانشگاه باید تن بدن!!!!!!!!!!!!!!!!!
خوبه ادبیات تدریس میکنه
اکه زیست جانوری و... تدریس میکرد چی میشد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!!
نویسنده: رضوان (مارال)
خروج: صالح عزیز هرچند متن کامنت شما ناقص بود اما گرفتیم آنچه را باید می گرفتیم. چگونه است که یک شعر توسط یک داور برگزیده می شود و توسط یک داور برگزیده نمی شود؟ آیا همین ثابت نمیکند که چقدر داوری سلیقه ای است؟ پس چرا چیزی که انقدر سلیقه ای است باید در نظر آقایان حکم وحی منزل داشته باشد که مثلا" آقای مستقیمی می فرمایند: شما اگر شعرتان خوب بود که نظر داوران را جلب می کرد!!! نظری که به اعتراف خودشان کاملا" سلیقه ای است و داور تا داور فرق می کند
باید شا...ید به داوری شعر در این مملکت و به بعضی داوران!!
---------------------------------------------------
من نمی دانم اینجا چه خبره و چی شده و حق با کی هست اما یک چیز رو می دونم که برای این جور موارد نباید از شهدا مایه گذاشت و از اعتبار و آبروی آنها خرج کرد.
برادر شهید بودن افتخاری است که برای این چیزای کوچیک نباید خرجش کرد رفیق !
سینا علی محمدی
خروج(امیر سنجوری): ممنون دوست عزیز . می پذیرم! اما با این همه تغییری در این پست نمی توانم ایجاد کنم
----------------------------------------------
خروج:محمد حسین صفاریان از دوست داشتنی ترین شاعران اصفهان و ایران است تا به اینجایی که من شناختمش و هرکه با او مصاحبت کرده از نجابت و آرامی اش گفته است. هرچه بگوید به روی چشم میپذیریم . فقط باید در نظر داشت که آن موقع ها "بزرگترها" !! هم انقدر بی پروا شور و استعداد جوان ها را لگد مال نمی کردند. استادی به استادانه رفتار کردن است. استادی به سپیدی مو نیست هرچند آن هم احترام دارد که فکر می کنم در این حد رعایت احترام کرده باشیم!
--------------------------------------------
سلام برادر
اول بگم که عصبانیتت رو درک می کنم و کاملا می فهمم چی میگی.اما این رو هم بگم که با این ادبیات موافق نیستم.فکر می کنم کمی اینجا(بدون این که شما بخوای! چون از دلت خبر دارم) زیاده روی شده و نگه داشتن حرمت بزرگ ترها و کسانی که دود چراغ خوردن توی این راه و چندتا پیرن از ما بیشتر پاره کردن، واجب باشه. حالا هرچه هم که شده باشد !
به بحث جشنواره ! که برسیم بنده با این سواد ناقص و قد و قامت ادبی کوتوله ام! و سابقه کم شعری(حداقل در شعر کلاسیک)، از چند وقت پیش که با معصومیت تمام برای جشنواره ها کار می فرستادم و دل خوشی داشتم که خوانده بشم و دیده! و بعد از پی بردن به ماجراهای کثیف جشنواره ای و بازی های پشت پرده ی جشنواره هایی مثل شب های شهریور که خودتم می دونی چطور حق بچه های اصفهان رو خوردن، روزی با خودم نشستم و تازه فهمیدم که برای چی و کی! شعر می نویسم و تیرگی این همه سیاه دلی و سنگدلی و این همه بدسگالی دلم رو زد. این شد که عطای جایزه و جشنواره و هر لطف دیگه ای از سوی آقایان رو به لقایش بخشیدم و فقط دوس دارم از این به بعد شعر بگم.همین.توبه!
نشون به اون نشون که غیر از ایوار و یه جشنواره ی عاشورایی که اسمش یادم نیس که میشه دو جشنواره، در طول عمر کوتاه شعریم برای هیچ جشنواره ای دیگه شعر نفرستادم و نخواهم فرستاد. برای فجر هم نفرستاده بودم (حالا بماند که به نظرم 15 کار! یه کم زیادیه) ولی توی مراسم بودم و تا آخرش هم موندم! هر کسی هم که می فهمید کار ندادم می خندید و باور نمی کرد به خاطر علاقه به شعر اینجا هستم!بگذریم
در مورد جشنواره شعر فجر اینکه چون آگاه نیستم نمی خوام گناه کسی رو بشورم و هر که خلافی کرده و اگر کرده! حسابش با خودش و خداش. اما داوران که کیقبادی و ثابت قدم و آسمان بودن سه تاشون از بچه های قوی کلاسیکن و من به شعر و شخص هر سه شون علاقه دارم و این رو هم بگم که انصافن برگزیده های کلاسیک(اون چند نفر اول که من از نزدیک می شناسمشون) منطقی بودن! اما توی بخش سپید، فکر نمی کنم این داورا تخصصشون سپید باشه و این برام جالب بود.
و دیگه اینکه ما نه زورش رو داریم نه بازوش رو نه دلش رو نه حوصلش رو! اصلا ما موش ترسو. شما باش و برای حق فریاد بزن که بودن مثل شما هم لازمه واقعا
کسری صدیق شجاع
خروج: وقتی هرکس از تمام اعتبار و نفوذی که دارد برای به کرسی نشاندن نظر خود و بالاکشیدن فرزندان و اهل و عیال خودش استفاده می کند چرا ما از اینترنت برای اثبات حقایقی که افشا شده و نشده باقی مانده اند استفاده نکنیم؟ به جای اینکه مثل بعضی ها در جلسه داد و بیداد راه بیاندازیم و بعد یواشکی برای اینکه دهانمان را ببندند سکه بگیریم آمدیم اینجا حرف می زنیم که حرمت کسی هم رو در رو پایمال نشود. نتیجه اش را در آینده خواهید دید !
-------------------------------------
سلام
از غزل لذت بردم
اما معلوم بود از داورها هم گله دارید اما رودربایستی دوستی به شما اجازه نمی دهد که تند شوید درسته؟؟
این خانم ... (قسمتی از متن سانسور نه فقط در اینجا حذف شده است اما در باکس نظرات موجود است)
نویسنده: حبیب موسوی
خروج: اگر در این سایت عکس سکسی درج میکردیم کمتر با مخالفت روبرو می شدیم و پیام های توهین میز داشتیم. اما عده ای از اینکه می بینند پایه های تاج و تخت ادبی شان رو به زوال هست و دوران یکه تازیشان به لطف این رسانه جالب اینترنت دارد به پایان می رسد تحت نام های مختلف با آی پی های مشابه !! می آیند و حرف هایی می زنند بی آنکه سئوال ما را جواب دهند که :
چرا شعر یک نفر کد گذاری نشده بود؟!!
خروج: شما که لینک اول وبلاگت آقای مستقیمی است چرا به ایشان توهین می کنی؟ توهین را نمی پذیریم اما انتقاد را چرا. ضمنا" تو توهین کردی که اعتماد ما را جلب کنی و الا من خبر دارم که یکی از مریدان و نوچه های ایشان هستی اما داری نقش بازی می کنیی. جناب مستقیمی بهتر است مواظب افرادی مثل تو باشند چون در نقاب دوست خجر می زنید!
خروج: شما که چیزی نگفتید که بخواهیم سانسور کنیم عزیزم . (چیز) بزرگ را ما داریم می گوئیم و دار و دسته مافیای ضد ادبی سانسور میکنند. ببینید سر و کله یکی شان اینجا پیدا می شود یانه؟ یکی از این آقایان جربزه و وجودش را دارند بیایند و از خودان دفاع کنند یا حد اقل تکذیب کنند؟ معلوم است که نه!
شما هم یکی از آنهایی اما ترسیدی اسم بگذاری.
همان که گفتیم شد... ممنونتم رفیق حال دادی!
-----------------------------------
سلام ودرود عزیز..در غزلی که دروبلاگم هست آمده است //من از خودم می ترسم آدمها بگویید//هابیلم امشب آه یاقابیلم امشب ..غرض اینکه کاش اگراولی نیستیم لااقل دومی نباشیم . خودم هم به مدت 5 دقیقه بیشتردرجشنواره نبودم در حد سلامی بادوستان بالاخص مرتضی پارسای عزیز.چون آخرقصه معلوم بود ضمنا من غلط کردم که استاد باشم بدرود
خروج: ممنون جناب شاه زیدی عزیز (نمیگویم استاد که دلخور نشوید). با تشریف فرمائیتان بار دیگر شخصیت بزرگتان را دیدیم. درپناه حق باشید
-----------------------------------
ضمنا" شعر من را از هر جایی میتوانید گیر بیاورید. روزنامه کیهان - وبلاگ شعر و اندکی زندگی- وبلاگ ایستگاه شعر- خیلی وبلاگ های دیگر (توی گوگل اسم را سرچ کن) بیشتر انجمن های ادبی ایران و دوستان شاعرم در سراسر این کشور که با خیلی هایشان حساب و کتاب شعری دارم. اهل کجائید؟ بگوئید تا بفرستمتان سراغ یکی از بچه های همشهری خودتان .. علی الحساب یک غزل گذاشه ام همینجا.ممنون که مشتاق شنیدن و خواندن شعر من هستید. هوادارانی مثل شما ما را به فالیت های ادبی اینچنین دلگرم میکنند. باز هم تشریف بیاورید!!
خروج: این کامنت موضع رسمی خروج نیست. اما به هر حال یک شخص حقیقی آن را نوشته است که جرآت افشا هویت خود را ندارد
خروج: ضمن تشکر از ابراز عقیده محترمانه و بجای این دوست عزیز باید گفت بی حرمتی از این بالا تر نیست که حقی را ناحق کنند و ظلمی روا دارند و این بی ادبی واقعی است . حالا ما چهار تا کلمات قصار که عده ای مستحقش هستند میگوئیم زیاد ایرادی ندارد!
------------------------------------------------------
به نام حق
چند تیتر از جشنواره ی شعر فجر در خراسان جنوبی
- اختتامیه پر شکوه 50 نفری
- اعطای سکه به خانواده ی شهدا جهت ...( به خدا هرچی به مغزم فشار آوردم دلیل اعطای سکه در اختتامیه شعر فجر به خانواده ی شهید رو نفهمیدم)
- انتخاب یک دلنوشته چند صفحه ای از سوی داوران ِ تماماً کلاسیک کار به عنوان شعر برتر نو و اعطای 1 سکه
- انتخاب 2 شاعر با 2 شعر کاملا متفاوت به صورت برابر به عنوان برگزیده شعر کلاسیک( شاعران: روح ا... محمدی شاعری که حرف اول را در شعر جوان خراسان جنوبی می زند و مسوول کارگاه می باشد و ... نظری شاعری فردوسی که اثر دارای اشکال وزنی بود و در کل این دو شعر قابل قیلس نبود.ماجرا از آنجایی روشن شد که شاعر فردوسی با اتومبیل اداره ارشاد محل را ترک کرد و...)
- هیچ اثری شایسته ی راهیابی به تهران نبود.(چرا؟؟؟؟)
- مسوولین دلیل را اینگونه بیان کردند: باید اشعار در حد استاد موسوی گرمارودی باشد!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!( موسوی گرمارودی را هم در سفری به بیرجند شناختیم و با مطالعه ی آثارش هیچ کدام وی را به عنوان یک شاعر قبول نداریم -اگر بی رحمی نباشد-در ثانی با چه معیاری تشخیص بدهیم که مثل استاد گرمارودی می گوییم؟؟؟؟ کیلو؟ اهم؟ مثقال یا ریشتر؟ چه کسی تشخیص درست می دهد؟ چرا گرمارودی ؟ چون زندانی انقلابی بوده؟
چرا قله های دیگر را نام نبریم ؟ و چرا اصلا قله ها را معیار قرار دهیم.واقعا مسخره است!)
- روز بعد روح ا.. محمدی با تهدید مسوولین ارشاد به کشاندن این قضیه به استانداری و رسانه ها با صحنه ی عجیبی مواجه می شود.پیشنهاد محترمانه ی رشوه!!!!!!!!!!!!!!!!
- خودتان قضاوت کنید.
- خدا رو شکر می کنم که من شرکت نکردم و از روح ا... هم به خاطر شرکت در این شبه جشنواره نارحتم.
- نفس کشیدن و سرودن در همچین فضای مسمومی را به شما تسلیت می گویم.
- آزاده باشید
--------------------------------------------------
-----------------------------------------------
با عشق و ارادت
امیر عزیزم درود
امیر جان من روح الله هستم می شناسیم که عمری رو تو سر و کله هم زدیم
امیر خوندم پستت رو
پیش از آنکه بگویم از هیئت داوران که آنها را نیز می شناسم باید بگویم به تو دوست شاعر و گرامی من :
شما دیگر چرا؟!
شما که می دانید وضعیت امروز ادبیات و بالخص شعر در ایران چگونه است چرا؟!
شما که می دانید فساد در دستگاه ادبیات و باز می گویم شعر در ایران به وضعیت مشمئز کننده ای رسیده است و مافیای ادبی در ایران گرفته از سهیلی ها / سبزواری ها / بیابانکی ها /مستقیمی ها و ... بیداد می کنند چرا؟
برادر شهید هستی احترام و عزتت به علاوه ی شخصیتت سر جای خودش؛ آخه برادر من تو که می دانی این وضعیت توهمی ادبیات در کشور چه وضعیت خرابیه مشکل از خودته که به رسمیت می شناسی این محفل های دروغین و کذایی را و شرکت می کنی .
امیر می دانی من دوست تو هستم و نیز می دانی که قصد من از این گفته ها چیه و چون دوست هستم حقیقت رو بهت میگم حقیقتی که تو بهتر از من به آن واقفی .
تعجب میکنم از اینکه تو در این نشست های حقیر شرکت می کنی .
این وضعیت طبیعیه باز خدا رو شکر کن یه لوحی بهت دادند و اسمی ازت اوردند.
به هر حال امید
نظرات ()بینندگان خروج - سلام
متن زیرتحت عنوان کامنت در وبلاگ کنگره شعر "حنجره های سرخ" شهرستان الیگودرز به نشانی اینترنتی www.golaale.blogfa.com درج شده است. از روز ١٠/11/87 با مصاحبه تخصصی با تنی چند از معترضان این کنگره منتظر نقد باشید. از آنجایی که با دبیر اجرایی یا ادبی کنگره آشنایی نداشتیم و نام ایشان بر خلاف روال قانونی برگزاری کنگره اعلام نشده بود فعلا" امکان مصاحبه با ایشان نیست. لطفا" دبیر همایش یا یک شخص مسئول قانونی با ارسال یک قطعه عکس و نشانی الکترونیکی یا تلفن آمادگی خود را جهت مصاحبه اعلام کنند.
متن کامنت بدین شرح است:
((سلام دوستان
خسته نباشید. از آنجایی که وبلاگ خروج در نظر دارد با هدف اعتلای شعر معاصر و پرهیز از بی عدالتی هر جشنوره ادبی را پس از برگزاری با حضور تمام شاعران ایران و هرکسی که مایل به نظر گذاشتن است به نقد بنشینید لطفا" تا تاریخ 5/11/87 موارد خواسته شده ذیل را به اطلاع ما برسانید در غیر این صورت این وبلاگ مجاز به درج نظرات شاعران و منتقدین دیگر بدون کسب نظر از شما و انتشار آن خواهد بود:
1- اسامی هیئات داوران بخش مقدماتی و نهایی- معیار های داوری و ارزش های مورد نظر داوری
2- اسامی شرکت کنندگان در کنگره(که الان در این پست حذف شده است)
3- اسامی 30 نفر برگزیده (چیزی که الان درج کرده اید 28 نفر است)
4- مشخص کنید 2 نفری که حذف شدند چه کسانی و به چه علت بوده است
5- متن آثار منتخب (حتما")تا متن شعر شاعران معترض در کنار آنان جهت داوری عمومی درج شود
باز هم آرزوی توفیق و اجر عظیم از آقا ابا عبدالله داریم. برقرار باشید))
توضیح ١٠/١١/٨٧: به دلیل عدم دریافت اطلاعات خواسته شده از جانب دبیرخانه محترم کنگره امکان درج مطلب جدیدی نیست. فعلا" تا اطلاع ثانوی تمایل به درج نظرات یک طرفه و معترضانه هم نداریم چون ممکن است دبیرخانه برای تک تک نظرات جوابیه داشته باشد.
توضیح ١٣/١١/٨٧ : آقای سعید عسکری عزیز طی تماس تلفنی و درج کامنت در خروج اعلام آمادگی کرده است برای رفع هرگونه شبهه و سئوال پاسخگو باشد. از آنجایی که من "امیر سنجوری" از شرکت کنندگان این کنگره بوده و شعرم حذف شده است از سوی عده ای(که کامنت یکی از آنها در باکس این پست موود است) متهم به نقد غیر عادلانه شده ام. به همین دلیل هیچ تبلیغاتی روی این پست انجام نمیدهم و هیچ چیز از خود نمینویسم .
اگر تعریف کنم میفرمایند سعی در جلب نظر داوران داری !
اگر انتقاد کنم میفرمایند داری جوش خودت را میزنی که شعرت حذف شده است!!
شما بفرمائید من چه کنم؟ سکوت می کنم و اینجا را برای هرکس که حرفی دارد آزاد میگذارم. اما از حق نباید گذشت که این کنگره در زمینه "اجرا" خیلی عالی و کم عیب و نقص بوده و فقط در مورد "داوری" حرف و حدیث هایی هست که به نظر ما ارتباط چندانی به جوانان دلسوز و بر و بچه های خونگرم الیگودرز ندارد . دبیرخانه ندارد
تا بعد ....
نظرات ()